خرید بک لینک

فقیری به در خانه بخیلی آمد و گفت:
شنیده ام که تو قدری از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم، به من چیزی بده.
بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام.
فقیر گفت: من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم

[ ] [ ] [ سید ابراهیم میران زاده ]

برچسب: نویسنده: ساحل دادخواه تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 7:49

صفحه بندی